تن ها یا تنها...یاد این شعر افتادم : دلا خو کن به تنهایی(تن ها) که از تن ها(تنها) بلا خیزد
دو تا واژه ای که هر کدومشون یه معنی میده
یه وقتی تنهایی ولی تن ها میان و به تنهاییت اضافه می کنن
یه وقتایی هم تن ها نیستن و ما تنهاییم...بعضی تو تنهاییشون خیلی دنیایی قشنگی دارن و بعضیم تنهایی میشه آواری از تموم نبودن ها روی سرشون. اینم بگم بعضی ها تنهان و میدونن تنهان ولی دلشون رو موقت به تن هایی خوش می کنن که شاید از تنهاییشون کم بشه ولی . . .
همیشه انگار تنهایی و دلتنگی یه رابطه نزدیکی با هم دارن....کاشکی میشد دلتنگی رو تعبیر کرد یا به تصویر کشید اما حیف که دلتنگی نه تعبیر درستی دارد نه تصویر زیبایی که بشود کشید.
فقط خدا میداند تا چه اندازه دلتنگم...
دلتنگ لحظه ها و روزهایی که گذشت و خاطره شد اما من هنوز در کوچه ای به دنبال بادبادک خیال کودکیهایم میگشتم.
دلتنگ آدمهایی که بودند رفتند و خاطره شدندو خاطره ساختند اما زود از یاد من رفتند.
دلتنگم دلتنگ شبهایی که با یاد روی ماه به خواب رفتم و یادم رفت که زیبایی روی ماه از زیبایی خدا نشات گرفته.میخواستم تمام این دلتنگیهارو بر کاغذ بنویسم اما نتوانستم
تو آمدی و دلت شد کاغذ تمام دلتنگیهای من و نوشتم هرچه رو دوست داشتم
مرا ببخش اگر گاهی کوتاهی کردم گاهی نامهربانی کردم گاهی تندی کردم اما همیشه حضورت رو چون نسیم حس کردم
حضورت کوتاه اما خنک و ماندگارست.
پس همین لحظه ها رو غنیمت میدانم.
برایم دعا کن که تو دلت دریاست.
دریا رو قطره ای آلوده نمیکند چون دریاست به حرمت بزرگی و لطفش..
( حسین عالمگیر )
من و من ...
ما را در سایت من و من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 6:28